اینم اپ جدیدم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به اعتراف عادت کردم
به شکست
به تنهایی عادت کردم
به یئس
می خواستم اعتراف کنم صادقانه وجودت را عبادت می کنم
می خواستم اما اعتراف نکردم
می خواستم بگویم نرو دوستت دارم
می خواستم اما اعتراف نکردم
تنهایم گذاشتی اما به تنهایی اعتراف نکردم
اما امروز اعتراف می کنم
دوستت دارم ای رفیق نیمه راه
[ ]
+ نوشته شده در ساعت21:50 توسط شب گذر
تقاص کدامین اشتباه را پرداختم
تقاص کدامین گناه نکرده را باید بپردازم
تقاص کدامین ظلم را باید بپردازم
مگر جز این است که تو مرا در کوچه پس کوچه های تنهایی رها نمودی
من در آن کوچه پس کوچه ها از تنهایی به خود می لرزیدم
لیکن در هر ثانیه تنها آرزویم خوشبختی تو بود
حال چرا بازگشتی؟
پس وقتی از تنهایی ذره ذره آب شدم کجا بودی
من تمام ثانیه هایم را به حسرت با تو بودن گذراندم
لیکن تو........
در مقابل این همه ذجر از تو یه خواهش دارم
مرا در همین کوچه پس کوچه ها تنهایم بگذار
رهایم کن تا آزاد باشم
رهایم کن
مگر ندیدی بعد از رفتنت چگونه در خود شکسته ام
پس با چه رویی بازگشتی
تنهایم بگذار
من با این کوچه ها خو گرفته ام
رهایم کن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام من برگشتم ببخشیدکه بازم دیر شد![]()
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:20 توسط شب گذر
ممنونم که میاین پیشم همتون رو دوست دارم بازم میام
راستی اگه با بچه های دیگه ام در ارتباطین بهشون بگین چون من زود باید برم![]()
خدانگهدارتون![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت19:2 توسط شب گذر
ببخشید چی کار کنم کار داشتم نمی تونستم اپ کنم الانم وسط امتحانات یه وقت کوچیک گیر اوردم
خوب اپپپپپ
بار دیگر با او
من ایمانم دوچندان شد
وقتی با چشمان خویش دیدم
که چقدر زیبا
وبه اسم تقدیر
ما ادم های کوچک را در کنار هم قرار میدهی
زمان بازیچه ای بیش نیست
برای تو
ومکان محدود کننده ماست
وقتی تو اراده میکنی
زمان مکان هرچه لازم است
برای رسیدن به انها میایند
وای به ان روز که تو نخوای....

عشقت نه سرسری است که از سر به در شود
مهرت نه عازضیست که جای دگه شود
عشق تو در وجودم ومهرتودردلم
باشیر اندرون شدو با جان به درشود
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:3 توسط شب گذر
سلاممممممممممممممممممممممممممممم بالاخره اومدم
![]()
اینم یه شعر جدید ببخشید اگه دیر شد
دستتـو بده به دستام
تابدوني که چه تنهام
عاشقم عاشقي دلداده
ولـي درگير غـمهام
تو قلب من حـرارت نگاتـه
توچشم من درخشش چشاته
فـکر نکـني بي خبرم زحالت
تو گوش من صداي خنده هاته
رو سيم گيتار نقش اشکاي قشنگت
مـن فداي قلب تنها و يـه رنگـت
حتـي اگـه بشـه يه قرن منتظرت ميـشينم
کنار ساحل آبي مي شينم من گوش به زنگت
واسـه مـن تـو مـثـل انـگشـتر دسـتي
همه از حسودي مردن که تو پيش من نشستي
نـقشـه هاي دشـمنـات نقـش بـر آبـه
مردن وقتي که شنفتن هنوز از پيشم نرفتي
مي نويسم که دلم به يادته
مي نويسم قدمام دنبالتـه
هـرکسي بـپرسه يـار تو کيه
بهش ميگم نفس کشيدنم صداته
خواب رنگين شقايق
نفس و پاروي قايق
توئي شـاه شـاپرکها
لج نکني با دل عاشق
توئي سـرور ستـاره
بي تو اين دل بيقراره
نکنه يه روز فراموشم کني
دلکم جز تو کسي رو نداره

[ ]
+ نوشته شده در ساعت11:18 توسط شب گذر
سلام خوبید
ببخشید یه کم دیر اومدم اخه میخواستم در این غمکده رو تخته کنم
شاید واسم سخت بود ولی باید تحمل میکردم شاید میپرسید چرا؟شاید چون زمونه بازی خوبی رو باهام
شروع نکرده
یا شایدم چون شماها من رو تنها گذاشتیدو دیر به دیر به دیر بهم سر میزنید
چند روزه دلم بدجور گرفته احساس تنهایی می کنم یا شایدم تنها شدم
بعضی موقعه ها دلم می خواد گریه کنم
بعضی موقعه ها هم دلم می خواد برم یه جایی که تنها باشم و داد بزنم و بگم ای مردم چرا دست از
سرم بر نمی دارید مگه من چیکارتون کردم ظالما
حتی گاهی اوقات هم میخوام با یه سیمه برق نعمت زندگی رو از خودم بگیرم
همش با خودم میگم منم همون واسطه ی مرده که تنهاییش باعث مرگ رویاهاش شد
گاهی هم دوست دارم برم سراغ یه گیتار ودرد دلم رو با اون خالی کنم
شما هم واسم دعا کنید تا شاید اون بالایی یه نظری به این بنده ی حقیر بندازه
[ ]
+ نوشته شده در ساعت21:24 توسط شب گذر

همان پنجره ای که روزی با هم از پشت ان به رهگذران می نگریستیم
باورم نمی شود حال تو هم همانند همان رهگذران با هر گام از من دور می شوی
لحظه شماری میکنم که از خواب تلخ جدایی بیدار شوم ولی
دریغا دریغا![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:5 توسط شب گذر

میخواستمت تو رو تنهام گذاشتی
برای اشکام وقتی نذاشتی
دلتو فروختی به یکی دیگه
ولی نگاهت اینو نمیگه
می خواستمت. می خواستمت. می خواستمت
ولی تو نموندی. ولی نموندی
عشقم بودی .عشقم بودی. عشقم بودی
ولی تو نموندی. دلمو سوزوندی
باید بمیرم این این روزو نبینم
همون بهتر که بی تو بمیرم
چشای نازت. صدای سازت
چقدره خوبه صدای آوازت
مریم ناززززززززززززززززززززززززززززم
تو خیابون یا توی ایوون
هر جا میشینم تو رو میبینم
میگم که ایکاش پیشت میموندم
دستام تو دستت.واست می خوندم
می خواستمت. می خواستمت. می خواستمت
ولی تو نموندی. ولی نموندی
عشقم بودی .عشقم بودی. عشقم بودی
ولی تو نموندی. دلمو سوزوندی
دستمو خوندی
پیشم نموندی
بدون دلم رو بد جور سوزوندیمیخوام بخوابم تا لحظه ی دیدار
تا با صدای نازت بشم بیداااااااااااااااااااااااار
با بی کسی هات من بودم که ساختم
دل بهت سپردم سر به زیر انداختم
این غبار عشق رو من نشناختم
ساده بودمو زندگیمو باختم
می خواستمت. می خواستمت. می خواستمت
ولی تو نموندی. ولی نموندی
ice boys
[ ]
+ نوشته شده در ساعت17:40 توسط شب گذر
کاش ثانیه ها راه بازگشت داشت تا هیچ وقت مرا در دالان سرد و تاریک تنهایی رها نمی کردی
کاش ثانیه ها راه بازگشت داشت تا تو همیشه کنارم می ماندی
کاش ثانیه ها راه بازگشت داشت تا هیچ وقت عاشق تو نمی شدم
کاش ثانیه ها راه بازگشت داشت تا من هرگز به دنیا نمی امدم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20:4 توسط شب گذر
سلام
حالا وقت معرفی یه عشق دیگه است که اسمش
دانیال عبادی![]()
اون تاحالا تو فیلم غیر منتظره و امشب شب مهتابه بازی کرده امشب شب مهتابه هنوز رو پرده نیامده
ه
برای گرفتن بقیه عکس ها برید ادامه مطلب ![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت19:18 توسط شب گذر
چند روزه فکرم بدجوری مشغوله میخوام کمکم کنید و به اینا جواب بدین
تا حالا عاشق شدید؟
چه حسیه؟
اگه بره چه جوری فراموشش می کنید؟
[ ]
+ نوشته شده در ساعت21:40 توسط شب گذر
اگه خسته و ناراحت نمی شید موقع رفتن نظر یادتون نره![]()
راستی میخوام در مورد ارش و دانیال عبادی و نوشته ها هم بگید تا بعددددددددددد![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت23:48 توسط شب گذر
تو پیروز شدی در جنگی که بین ما رخ داد
جنگی که فقط به خاطر دفاع از دریا و ماه بود!
در اخر
من گریستم به خاطر دریا
ولی تو به اسمان رفتی
به خاطر ماه.......
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:16 توسط شب گذر
می خندیدی
خنده ی تو![]()
برای اینکه من هم بخندم
می دویدی
تا من هم به دنبالت بدوم
شعر می خواندی
که من هم شعری بخونم
اما
تو این کارهارا فقط برای فریب دادن من انجام می دادی و هیچ وقت نفهمیدی من
سایه تو را که کنار دیوار نشسته و در سکوتی اشک می ریزد می بینم...........
.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:15 توسط شب گذر
اشک تو![]()
حالا مدتهاست
وقتی که باران می بارد
از رسم اسمان به گریه های زمینی می رسم.
مدتهاست که با ابرها بغض می کنم
وبا انها می بارم
حالا مدتهاست فهمیدم
زیر هیچ بارانی به اندازه
اشکهای تو خیس نشده ام............
.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:14 توسط شب گذر
شب که می رسد به خودم وعده می دهم
که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت......
صبح که فرا می رسد و نم توانم بگویم
رسیدن شب را بهانه می کنم
وباز شب می رسد و صبحی دیگر
ومن هیچ وقت نمی توانم حقیقت را بگویم
بگذار میان شب و روز باقی بماند
که چقدر
دوستت دارم..........
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:12 توسط شب گذر
تمام که میشدم
تو سراغاز من بودی
پس چرا حرف نمی زنی؟
برو سر خط
من باز هم تمام شدم![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:9 توسط شب گذر
باران که می بارد
دلم برایت تنگ می شود
زیر باران می روم و اشک هایم در باران گم میشوند
وبلند بلند برایش شعر میخوانم
تو که می ایی و دست هایت بوی باران می دهد
به سویت می ایم
اما تو تمام شعرهایم را شنیده ای و
با ریختن اشکهایم نمی باری
ومن جوری غریب دلم برای باران تنگ می شود
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:5 توسط شب گذر
دیگر بس است بیا به خانه بازگردیم ویا به شبهای تنهایی
چرا که درگاه خانه هنوز منتظر شنیدن صدای قدمهای ماست
و ان شبها برای یک بار دوستت دارم گفتن
چقدرتنها مانده مانده ام![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:1 توسط شب گذر
اینو بخونید ونظر بدید
از پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گریه میکنم و آرزو میکنم که کاش برای یک
لحظه فقط یک لحظه آغوش گرمت را احساس کنم
میخواهم سر روی شانه های مهربانت بگذارم تا دیگر از گریه کم نشوم
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفتر خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهی پيش رو دارم
رفيقان يك به يك رفتند مرا با خود رها كردند همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:37 توسط شب گذر




